X
تبلیغات
سیمای کوهدشت

سیمای کوهدشت

فرهنگ -بازار-سیاست وحرف هایی از جنس مردم

فلک بد کردی !

    فلک بد کردی

(سیمای کوهدشت ) : شعری که در ذیل می آید"اثری است از مرحوم ملاحقعلی سیاه پوش -که خدای به حق حسینش بیامرزد-به گویش لکی " این شعر فاخر و پرسوز و گداز"گلایه مانندی است ازچرخ و فلاک و روزگار و آفریدگار هستی درباره واقعه جانسوز کربلا و وصف مصایبی که برامام حسین (ع) ویاران و خاندانش رفته که  با طبعی روان وبیانی لطیف وتعبیر وتشبیه های نغز در بیش از صدسال پیش سروده شده است. ضمن تسلیت شهادت حضرت ابا عبد الله حسین (ع) ویاران با وفایش "بازدید کنندگان عزا دار را به خواندن این شعر سوزناک دعوت نموده از همگان التماس دعای خیر دارم. 

۱- فلک بد کردی  فلک بد کردی            هیچ حیفت ناما فره بدکردی

۲- پای ادب ژ حد حرمت رد کردی          بد وگرد آل محمد(ص) کردی

۳- اوسا شین ژدشت کربلا خیزا             پی چه  اوراقت ژ هم نریزا

۴- پی چه او روژه نفخ صور نوی؟      پی چه دیده ماه وخورشید کورنوی؟

۵- پی چه آسمان دیگر گون نوی؟          ای دیر دونه  برنمون  نوی؟

۶- پی چه نه افلاک پرملال نوی ؟         دنیا ومافیها گشت پا مال نوی؟

۷- پی چه حاملان نکردن ملال ؟           لال بین ژ کردار دانای ذوالجلال؟

۸- اوسا گلوگاه حسین پاره بی               عیال  وعترت او آواره بی

۹- وقتی او ستون دین ورکنه وه             روزگار چطور ساکت منه وه؟

۱۰- حق بی چشمه نورخورشید بجوشی      حق بی دنیا برگ پلاس بپوشی

۱۱- یارب یه زینت عرش برین بی           پرورده آغوش خیرالامین بی

۱۲- آخر یه فرزند خیر النسا  بی               سر دار سرخیل دار بقا بی

۱۳- حضرت عباس(ع) سقای شاه حسین(ع)      دودستش قطع  بی ملا و مین

۱۴- وقتی پاره بی او مشک آوه                 ستون دینت چون من وپاوه

۱۵-یا رب یه نازار هوز علی بی               یه سر چشمه پاک نورجلی بی

۱۶- هم ماچان که شمر لعین آماوه              حلقش و مودای تیر شکافاوه  

۱۷- مقطوع  جا بوسه خیرالبشر بی           تیر واران بدن شافع محشر بی

۱۸- غلطان وخوین بی شاه تشنه کامان        فلک ژ جورت امان صد امان

۱۹- تیر حلق اصغر(ع) عزیز شکاوان            عباس(ع) بیداقش دست جورخواوان

۲۰- هی هاوار ژ دست  پر فن دا              عروسی قاسم دا وشیون دا

۲۱- نعش تیر واران بی سر منش رو            ذلیلی زینب عزیز مردش رو

۲۲- خیمه گاه وحرم تاراج کردش رو           اسیران شام ودیل بردش رو

۲۳- اسیری زینب شهر شامش رو              غریبی یاران تشنه کامش رو

۲۴- عابد بیماربی  بو زنجیره  دا              بی وسرقطار گشت اسیره دا

۲۵- حضرت زینب خاتون کونین             گیس پاچان ار بان جنازه حسین

۲۶- فلک ای جوره هیچ روا نوی            سزاوار آل مصطفی(ص) نوی 

۲۷- اربوشم یارب یه  سزای تونوی           ای کاره لایق درگای  تو نوی

۲۸- ترسم رانده  باب رحمتم  کری            ژ او سر سزاوار زحمتم کری

۲۹- (حقه) ژای ظلمه زوانت لال بو           دیدت وحرمت شای لایزال بو

۳۰- بلکم وحرمت حسین(ع) سرور         فارغ بوین اژتا ب شراره محشر

                              ترجمه

۱-فلک بد کردی " هیچ دریغت  نیامد بسیاربد کردی

۲- پای ادب از حد حرمت فراتر گذاشتی وبه خاندان پیامبر بدی روا داشتی

۳ - درآن لحضه که شیون از دشت کربلا برخاست" چگونه اوراقت از هم پاشیده نشد؟ 

 ۴ - چگونه در آن دم در صور دمیده نشد؟ 

 ۵- چگونه چشمه ماه وخورشید کورنشد؟

 ۶- چگونه آسمان دگرگون نگردید واین دنیای دون واژگون نشد؟

 ۷- چگونه فرشتگان ملول وعزادار نشدندودر باره این فاجعه زبان در کام کشیدند؟

۸-درآن دم که گلوی حسین (ع) پاره گردیدوخانواده وی آواره شدند.

۹- درآن لحظه که ستون دین از جای کنده شد " چگونه روزگار مهر سکوت برلب زد؟

۱۰- حق این بود که چشمه نور خورشید به جوش آید ودنیا برگ سیاه به خود بپوشاند.

۱۱- خداوندا ! این(حسین) زینت عرش برین و پرورده آغوش بهترین پیغمبران بود.

۱۲- آخر وی فرزند بهترین زنان  - فاطمه زهرا - سردار وسالار خانه آخرت بود. 

۱۳-  دستان حضرت عباس (ع) را قطع کردند بدون احساس شرم وحیا.

۱۴- وقتی که آن مشک آب پاره شد" چگونه ستون دینت از جای کنده نشد؟

۱۵-پروردگارا ! حسین ناز پرورده خاندان علی (ع) ومنشاء نور جلی بود.

۱۶- وقتی که خبر ورود شمر لعین رسید و او بود که گلوی فرزند رسول را به دم تیغ سپرد.

۱۷-بوسه گاه پیامبرخدا را بریدند وجسم مطهر آن شافع روز حشر را تیر باران کردند.

۱۸- پادشاه تشنه کامان در خون غلطید " صد امان وفریاد از جور وستم این فلک بی سامان !

۱۹- گلوی اصغر طفل معصوم را شکافتند ودست بیدادگران پرچم ابو الفضل را واژگون کرد.

۲۰-فریاد از دست چرخ مکار که عروسی قاسم را به عزا تبدیل نمود.

۲۱- وای از بدنهایی که بی سر افتاده بودند. وای از مصیبت زینب در عزای عزیزانی که ازدست داده بود.

۲۲- ای وای بر تاراج خیمه گاه وحرم پاک شهدا " ای وای برکسانی که که به اسارت درآمده به شهر شام فرستاده شدند.

۲۳- وای براسیران شام وغریبی خیل تشنه کامان.

۲۴- حضرت زین العابدین بیمار را به زنجیر کشیدند. او سر سلسله اسیران شد.

۲۵- حضرت زینب " آن بانوی بانوان  دو عالم بر روی جنازه برادر گیسوان به دم قیچی سپرد.

۲۶- از تو ای آسمان این کار سزاوار نبود ونباید با خاندان رسول خدا این شیوه را برمی گزیدی.

۲۷- خدایا ! گربگویم این فاجعه درخور رضای حق نبود ولیاقت درگاه ربوبیت رانداشت .

۲۸- می ترسم که دروازه رحمت را برویم ببندی و درآن دنیا گرفتار زحمتم کنی.

۲- ( حقعلی ) حق این است که در بیان این بیدادگری زبان در کامت بخشکد " باری چشم امیدت به کرم لایزالی باشد.

۳۰- شاید به احترام سرورت حسین (ع) از آتش دوزخ رهایی یابی.

    منبع : گلزار ادب لرستان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 آذر1391ساعت 17:39  توسط علی خدایگان  | 

مطلبی از روزنامه جمهوری اسلامی

پاسخ به يك سؤال مهم


بسم‌الله الرحمن الرحيم 
در آستانه سالروز شهادت رئيس مذهب جعفري امام صادق عليه السلام، با بهره گيري از مكتب آن حضرت به جستجوي پاسخ يك سؤال مهم روز كه بسيار مطرح است مي‌پردازيم. 
   بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1391ساعت 11:34  توسط علی خدایگان  | 

ماه رمضان -عیدفطر وشوخ طبعی ها

بدون شک دانش و هنر و فرهنگ ایرانیان و فارسی زبانان نقش شایان توجهی در راه تبلیغ و ترویج دین مبین اسلام داشته. همان چیزی که امروزه به نام فرهنگ ایرانی- اسلامی مشهور شده است. ادیبان ایرانی، از بدو پذیرش اسلام با تکیه بر پیشینه یکتا پرستی خود و روح  لطیف و ذوق هنری شان به وسیله شعر و ادبیات و دیگر رشته های هنری، در راه باروری مکتب اسلام کوشیده و در آفرینش این فرهنگ از هیچ گونه تلاش و کوششی فروگذار نبوده اند. قسمتی از این تلاش و کوشش ادبی به صورت لطیفه و طنز پاک متجلی گشته و در این راستا آثار ارزشمندی در قالب نظم و نثر روح نواز با مضمون ماه رمضان و شبهای گرانقدر قدرش و عید فطر، حاصل شده است که آن را طنز فاخر می نامیم.

اینک ضمن تبریک و تهنیت عید سعید فطر- جشن بندگی خدای سبحان - و به همین مناسبت، نگاهی گذرا به این موضوع نموده ام. این مقدار که در این صفحه می خوانید، قطره ای است از دریای ژرف تمدن ایران زمین و مشتی که نه، بل دانه هایی از خرمن هنر و ادبیات این سرزمین کهن با فرهنگ. امید که به قول حضرت حافظ « مقبول طبع مردم صاحب نظر شود»

***********

ظریفی را پرسیدند: آیا ماه رمضان امسال از ما خشنود رفت؟

گفت: آری گر غیر این باشد سال دیگر باز نیاید.

********************

عهدی ترشیزی در استقبال از ماه رمضان سروده است:

آمد رمضان، نه صاف داریم و نه دُرد        وز چهره ما گرسنگی رنگ ببرد

درخانه ما چوخوردنی چیزی نیست       ای روزه برو،ورنه تورا خواهم خورد

******************

شخصی شنید که شب قدر هزارمرتبه سوره «انا انزلناه فی لیله القدر» باید خواند.پس خواند. لکن «انا انزلناه» نگفت، بلکه «انا انزلنا» گفت. روز بعد بدانست که ناقص خوانده است از کسی پرسید حال چاره چیست؟ بگفتش هزارباربگو « ه ه ه...»

*******************

در مجلسی مذمت شخصی را کردندکه نه نماز می خواند و نه روزه می گیرد. شخصی بگفت: چرا او را مذمت می کنید؟ من روزه خوردنش را دیده ام ولی نماز خواندنش را نه.

*****************

گویند :اعرابیی به ماه محرم که خیرات و مبرات در آن بسیار است به یکی از شهرهای ایران وارد شد، هرشب در ضیافتی معده شش سو و هر روز به مائده ای شکم چهار پهلو کرده با خاطری خوش به قبیله اش بازگشت و نوبتی دیگر در ماه رمضان بدان شهر رفت . این بار جز چین ابروی روزه داران در روز و صلوات و ادعیه نافله گذاران در شب، چیزی نیافت . از نام این دو ماه پرسید : گفتند: اولی محرم الحرام است و دومی رمضان المبارک . اعرابی گفت : لا والله محرم المبارک و رمضان الحرام باید نامید.

****************

عبید زاکانی سروده است :

وقت آنست دگر باره که می نوش کنیم

روزه و وتر و تراویح فراموش کنیم

پایکوبان ز در صومعه بیرون آئیم

دست با شاهد سرمست در آغوش کنیم

سر چو گل در قدم لاله رخان اندازیم

جان فدای قد حوران قبا پوش کنیم

شیخکان گر به نصیحت هذیانی گویند

ما به یک جرعه زبان همه خاموش کنیم

چند روی ترش واعظ ناکس بینیم

چند بر قول پراکنده او گوش کنیم

جام زر بر کف و از زال زر افسانه مخوان

تا به کی قصه کاووس و سیاووش کنیم

لله الحمد که ما روزه به پایان بردیم

عید کردیم و ز دست رمضان جان بردیم

*****************

روزی درمحضر ناصرالدین شاه گفتگو از انواع عبادات بود و هرکس در محاسن عبادتی سخن می گفت: وقتی نوبت به کریم شیره ای رسید گفت : قربان! بنده روزه را بیشتر دوست دارم. ناصرالدین شاه پرسید چرا؟ کریم جواب داد: برای اینکه روزه را می توان خورد ولی سایر عبادات را نه.

*******************

مولانا فرماید:

چونک درآییم به غوغای شب
گرد برآریم ز دریای شب
خواب نخواهد بگریزد ز خواب
آنک بدیدست تماشای شب
بس دل پرنور و بسی جان پاک
مشتغل و بنده و مولای شب
شب تتق شاهد غیبی بود
روز کجا باشد همتای شب
پیش تو شب هست چو دیگ سیاه
چون نچشیدی تو ز حلوای شب
دست مرا بست شب از کسب و کار
تا به سحر دست من و پای شب
راه درازست برانیم تیز
ما به درازا و به پهنای شب
روز اگر مکسب و سوداگریست
ذوق دگر دارد سودای شب
مفخر تبریز توی شمس دین
حسرت روزی و تمنای شب

*****************

شخصی شنید که(فضیلت) روزه ی روز عرفه معادل روزه یک سال است.

تا ظهر روزه گرفت وگفت: شش ماه مرا کفایت می کند.!

***************

کلید میکده

جهانگیرخان فرزند اکبرشاه کورگانی در غروب آخر رمضان هلال ماه شوال را رویت و چنین گفته: «هلال عید براوج فلک هویداشد».

نورجهان بیگم همسر او که حضور داشت، فی البداهه جواب داد:

«کلید میکده گم گشته بود وپیدا شد»

*************

بازرگانی را پرسیدند: در سفر اخیر خود چه مقدارسود به دست آوردی؟ جواب داد:تنها سودی که بردیم این بود که نماز را نیمه (شکسته) خواندیم و روزه را خوردیم!

***************

لسان الغیب، حافظ نیز در اشعار و ابیات زیادی به این موضوع پرداخته است

 

زان مي عشق كزو پخته شود هر خامي

گرچه ماه رمضان است بياور جامي

***********

زان باده كه در ميكده عشق فروشند

ما را دو سه پيمانه بده گو رمضان باش

***********

ساقي بيار باده كه ماه صيام رفت

در ده قدح كه موسم ناموس و نام رفت

وقت عزيز رفت بيا تا قضا كنيم

عمري كه بي حضور صراحي و جام رفت

***********

گر فوت شد سحور چه نقصان صبوح هست

از مي كنند روزه گشا طالبان يار

***********

روزه يك سو شد و عيد آمد و دلها برخاست

مي ز خمخانه به جوش آمده مي بايد خواست

نوبه زهد فروشان گران جان بگذشت

وقت رندي و طرب كردن رندان پيداست

***********

بيا ترك فلك خوان روزه غارت كرد

هلال عيد به دور قدح اشارت كرد

ثواب روزه و حج قبول آنكس برد

كه خاك ميكده عشق را زيارت كرد

***********

چه مبارك سحري بود و چه فرخنده شبي

آن شب قدر كزين تازه براتم دادند

***********

در شب قدر ار صبوحي كرده ام عيبم مكن

سر خوش آمد يار و جامي بر كنار طاق بود

***********

شب قدر است و طي شد نامه هجر

سلام فيه حتي مطلع الفجر

***********

آن شب قدري كه گويند اهل خلوت امشب است

يارب اين تأثير دولت از كدامين كوكب است

***********

ماه شعبان منه از دست قدح كاین خورشید
از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد

***********

در شعر شاعرانی دیگر نیز این رد  پا به زیبایی دیده می شود

شاطر عباس صبوحي 

روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است

آري افطار رطب در رمضان مستحب است

روز ماه رمضان زلف ميفشان كه فقيه

بخورد روزه خود را به گمانش كه شب است

***********

قيصر امين‌پور

عيد است و دلم خانه ويرانه بيا

اين خانه تكانديم ز بيگانه بيا

يك ماه تمام ميهمانت بوديم

يك‌روز به مهماني اين خانه بيا

*******************

درجلسه ای به یکی از شعرای معاصر تکلیف خواندن شعری کردند، شاعر به رسم معمول شعرا تاملی کرده وگفت : نمی دانم چه بخوانم که تا به حال نخوانده باشم؟ شیخ الملک اورنگ که حاضر بود گفت: نمازت را.

****************

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صد شکر که این آمد وصد حیف که آن رفت

...

حسن ختام

افسوس که ایام شریف رمضان رفت

سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت

افسوس که سی پاره این ماه مبارک

از دست به یک باره چو اوراق خزان رفت

شد زیر وزبر چون صف مژگان، صف طاعت

شیرازه  جمعیت  بیداردلان  رفت

بی قدری ما چون نشود فاش به عالم

ماهی که شب قدر در او بود نهان رفت

برخاست تمیز از بشر و سایر حیوان

آن روز که این  ماه  مبارک زمیان رفت

با قامت چون تیر در این معرکه آمد

از بار گنه با قد مانند کمان رفت

بر داشت ز دوش همه کس بار گنه را

چون باد سبک  آمد و چون کوه گران رفت

از رفتن یو سف نرود بر دل یعقوب

آن ها که به صائب ز وداع  رمضان رفت

صائب تبریزی

 

 منابع:

    • گلشن لطایف
    • دیوان حافظ
    • دیوان شمس
    • دیوان عبیدزاکانی
    • ...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 28 مرداد1391ساعت 3:45  توسط علی خدایگان  | 

انشا - غذای پیشینیان ما(طنز)

غذای پیشینیان ما ( يا ) مرغ را تعریف کنید


به نظرم لازم باشد قبل از شروع انشا ء توضیحات‌های! مختصری را به نظر شما گرامیان برسانم.

 

1-   این انشا به هیچ وجه من‌الوجوه سیاسی نبوده واصولا همانطور که اولیاء ومربیان محترم و همکلاسی‌ها وهمه عالم وآدم اطلاع کامل داشته وحتا خواجه حافظ شیرازی هم می داند من اصلا اهل سیاست نبوده  ونمی دانم سیاست رابا سین تایپ می‌کنند یا با صاد والبته اگر هم بخواهم اهلش باشم کیست که مرا به آن وادی پرسنگلاخ راه دهد.ونیزصراحتا اعلام می کنم جزو هیچ حزب ودسته وگروه وحلقه سیاسی حتا ازنوع انحرافی اش نیستم مگر حزبی ازجنس مردم "وتاکنون درهیچ جنبش رنگی حتا جنبش زرد شرکت نداشته ام الا جنبش یک رنگی . وفلذا هرگونه بهره برداری سیاسی از این انشاء قدغن وممنوع القلم می باشد!. بدین وسیله به تمامی خبرگزاری های ماهواره ای وابسته وآزاد و رادیو دیروز و پس فردا و سایت های بی مشتری و امثال ذالک اعلام می کنم که به صرافت نیفتند که بخواهند از این نمد برای خود کلاهی بسازند و نیز به جمله روزنامه های کثیر الانتشار و قلیل الخواننده اخطار شدید اللحن می کنم وهشدار می دهم که ازاین نوشته بدون ذکر نام منبع استفاده و سوء استفاده ننمایند وگرنه با آنان همان خواهم کرد که ملا نصرالدین با اهالی دو روستای قبلی! و صد البته می دانید و بدیهی است که هشدار دهنده معذوراست!

 

2-   پیشاپیش به کلیه اشخاص حقیقی و حقوق بگیر که خود را مخاطب این انشای بیست می دانند" عرض عاجزانه نموده و به ضرص قاطع میگویم که حق هیچگونه برخوردی را نداشته و به روال مآلوف (حق پی گیری از طریق مراجع قضایی برای آنان محفوظ نمی باشد) زیرا انشا نویسان در بیان مطالب خود آزادند و هیچکس را نمی توان به صرف ابراز و قرائت انشا، مواخذه نمود و به واحدهای روابط عمومی متخصص در امر تهیه و توزیع جوابیه و تکذیبیه و همه سایرین! نیز اعلام می شود حق ارسال جوابیه و تکذیبیه به این حقیر  سراپا تدبیر را نداشته و اصرار بر درج آن موجب اتلاف وقت خودشان و تصدیع و تضییع اوقات فراغت دانش آموزان عزیز گرامی خواهد بود.

 

3-   بنده تاکنون هیچ مقدمه و توضیحات هایی! را ندیده ام که از خود متن مطول تر باشد الا این انشا! که انشاءالله با بزرگ‌منشی خود ما را خواهید بخشید.

 

اینک  پس از این مقدمه مختصر! انشایم را شروع می کنم:

 

با مراجعه به منابع و مآخذ معتبر مکتوب و با استناد به متون های! سایت ها و دنیای مجازی و سایر کتب و نشریات کیهان و اطلاعات و روزنامه های زنجیروار بالا وپایین و  چپ و راست و  میانه" و دیگر رسانه های دیداری و شنیداری "منهای نشریات زرد و بر اساس تاریخ شفاهی معاصر و حافظه افراد مسن جامعه "البته واضح و مبرهن است که خورد و خوراک  پیشینیان ما" با امروز ما خیلی فرق داشته یعنی به قول گفتنی، تومني، صنار توفیر داشته است. ازیرا  بر ما معلوم گشته تا همین چندی پیش غذاهای مورد استفاده مردم از تنوع وافر برخوردار بوده که امروزه به دلایل متعدد که ما از آن بی خبریم (و یا شاید هم باخبر ولی ما راسننه؟!) "آن وفور تنوع محدود گشته و بر اساس تحلیل و پیش بینی رجال سیاسی واقتصادی ونیز نسوان صاحب نظر در آینده نزدیک به حداقل خواهد رسید. در این مقال و مجال به یکی از آن خوراکها به نام گوشت  پرداخته می شود.

گوشت، بر وزن "دوست يا پوست"، یکی از غذاهای لذیذ و مقوی پر طرفدار گذشته نه چندان دور بوده که خود بر دو نوع بوده است.

الف: گوشت قرمز

ب: گوشت سفید؛ که نوع "ب" آن نیز بردونوع به نام گوشت ماهی وگوشت مرغ شناخته می شده است.ازاین ماده مغذی ومقوی، غذاهایی به اشکال گوناگون بسته به نوع ذائقه افراد حسب تخصص ، تبحر و سلیقه طباخ،  طبخ و سرو و تناول می‌گشته است. دراین جا می خواهم درباره نوعی از آن که  مصرف عمومی همگانی ! بیشتری داشته و درهمه مکان ها در دسترس بوده و با بهای نسبتا مناسب و درحد بضاعت و قدرت خرید اکثریت مردم تهيه مي شده سخن بگویم. در واقع بنویسم. يعني مرغ.


  مرغ، بر وزن "سرخ" موجودی دو پا " زبان بسته ، جاندار و از تیره مهره داران و جزو پرندگان بوده که از موجودی دیگر به نام تخم مرغ به وجود می آمده است و بد نیست بدانید که تخم مرغ نیز از مرغ به وجود می آمده! در این جا از این فرصت استفاده نموده و عرض کنم که قرن‌هاست فلاسفه جهان می کوشند بدانند که اول مرغ بوده یا تخم مرغ و این مسئله  در طول تاریخ بشر به دعوای مرغ و تخم مرغ مشهور گشته و تاکنون نیز به سرانجامی نرسیده و شاید هرگز هم نرسد.

باری، مرغ خود به دونوع محلی یا خانگی و ماشینی تقسیم می شود یعنی می شده ! لازم به ذکر است که مرغ ماشینی به نام های دیگر، مانند مرغ برقی ومرغ مصنوعی نیز خوانده می شده است که این تعدد نام خود دال بر اهمیت وجود چنین موجود ذیجودی بوده و هست. و نیز دلیلی براین معنا و معماست که چرا امروزه تنها نامی از این پرنده مهم و دوست داشتنی مانده است و باقی بقایتان. مرغ انواع دیگر مانند مرغ حق، مرغ عشق، مرغ توفان (كه از اين گونه  "درتاريخ معاصر ودر دهه پنجاه ،  يك مورد آن در حوالی میدان پاستور  ديده شده  است که نزدیک بود درتوفان سال  57 مردم ایران غرق شود ولی "بخت یارش"گشت و توانست از مرز بازرگان ! پروازکند !) ، مرغ سحر و مرغ همسایه ! داشته که این آخری همیشه غاز بوده است و صد البته اینها هیچکدام به بحث ما مربوط نمی شوند و راست کار ما نیستند. به هر حال زیاد از مسئله پرت نشوم "بهتر است بروم سر اصل مطلب ". از دیگر خصوصیات سرکارعلیه مرغ به وزن و قد و اندازه آن می توان اشاره کرد گر چه به هیچ وجه نمی توانم کلیه زوایای این موجود تاریخی را مجسم کنم ولی به جهت تقریب ذهن، تصویری از آن را نمایش داده و اضافه کنم که وزن آن در زمان بلوغ یعنی زمانی که مناسب ذبح و طبخ بوده از حدود دو کیلوگرم شروع و گاها به سه کیلو و بیشتر نیز می رسیده است. پیشینیان ما از گوشت مرغ فوق الذکر به طرق مختلف، خوراک های لذیذ برای اعضاي خانواده یا برای مراسم و جشن ها ، اعیاد، میهمانی ها، ولیمه سفرهای زیارتی، عروسی و.. درست می کرده اند. طبخ مرغ به صورت آب پز یا کباب یا خورشت بوده است. کباب به تنهایی قابل خوردن بوده و یا با مادتین! سابقا غذايی دیگری به نام برنج و روغن ! و برخی مخلفات خورد وریز ( که دانستن وشناختن همه آنها زیان آور و بعضاً خطرناك است) ترکیب می شده، آب پز آن با برنج و روغن مذکور به نام چلومرغ  خوانده می شده" خورشت مورد اشاره نیز با برنج و روغن "چلوخورشت یا چلوخورش نام داشته است. که هرکدام طعمی لذیذ داشته و البته نوع کبابی آن بیش از انواع دیگر خوش طعم بوده و طرفداران زیادی ازهمه سنین و اقشارمختلف اعم از شهری و روستایی و کوچک و بزرگ و زن و مرد و پیر و جوان و حتا افراد رژیمی ! داشته است، خصوصا اگر نوشیدنی هایی مانند دوغ و نوشابه - امروزه کم وبیش از این دو را می توان یافت- نیز با آن تناول می گشته است. نوع دیگری از آن غذاها سوپ مرغ بوده که اختصارا سوپ نامیده می شده و بیشتربا توصیه اطباي آن زمان ها برای بیماران مورد استفاده قرارمی گرفته است. و قس علیهذا

باری " دایی ما که در جوانی خود مرغ را دیده و پسندیده و بارها و بارها خرید ه و برسفره اش قرارداده می گوید: با وجودی که امروزه روز" دیدن مرغ با جیب غیر مسلح ! برای ما و امثال ما غیر ممکن است ولی مژده دهم به دانش آموزان و دانشجویان گرامی و اهل تحقیق و دوستداران غذاهای تاریخی که اخیرا در برخی موزه ها که اشیاء کمیاب و قیمتی را نگهداری می کنند چند نمونه  صد در صد واقعی و زنده  و در جاهای دیگر نیز نمونک‌هایی منجمد و بسته بندی شده به نام کشتار روز!(این نیز از دستاوردهای بشرامروز است که به کشتار روزانه ! افتخار نموده وآن را امتیازی برای خود می داند) موجود بوده که می توانند به آن جا ها مراجعه و به صورت رایگان دیدن نمایند و البته مشتلق و مژدگانی ما فراموش نگردد.

گرچه امروزه دیگر این ماده غذایی لذیذ به دلایلی که برای نگارنده نامشخص می باشد و یا شاید هم مشخص"

 از سفره مردمان عادی رخت بر بسته، لیکن بنا به اطلاع واصله از منابع خیلی موثق که نخواستند نامشان فاش شود! هنوزهم برخی شکارچیان ماهر از قبیل برخی صاحب منصبان دیوانی و مدیران ارشد بخش خصوصی و عمومی و تعدادی از اقتصاد دانان واقعی ! که در کار خرید و فروش ارز چند نرخی و سکه و نیم سکه در بازار آزاد (بازارسیاه سابق) هستند و نیز تعدادی از حاجی بازاریهای محترم و نیز افرادی به نام های (م-د) ( ر- ق ) ( د – ش ) !! و برخی سفراي خارجکی  و دیپلمات‌ها و سیاسیون" هراز گاهی می‌توانند با سلاح پرداخت وجوه کلان - که بر ما معلوم نیست از کجا آورده‌اند و یا شاید هم معلوم باشد - مرغ را شکار و با آن غذاهای پیش گفته، درست ومیل کنند. نوش جانشان باد ما که بخیل و حسود نیستیم زیرا که به قول نوشته پشت درب عقب  برخی کامیون ها الحسود لایسود. الهی هرچه می خورند گوشت شود و به تنشان بسازد. آمین .

این بود انشای من با موضوع غذای پیشینیان ما يا مرغ را تعريف كنيد...

باتشکر از معلم ادبیات

 

+ نوشته شده در  شنبه 31 تیر1391ساعت 1:31  توسط علی خدایگان  | 

حکایت سه جزیره همیشه ایرانی-قسمت پایانی

به نام هستی بخش

خوانندگان گرامی همانطور که قبلا وعده کرده بودم "دراین فرصت بخش دوم وپایانی حکایت سه جزیره همیشه ایرانی را درج وامیدوارم موردپسندو استفاده تان قرارگیرد.

توضیحات وبلاگ سیمای کوهدشت :

۱-مطلب پیش رو نوشته ای است ازروزنامه شرق که  نظر به اهمیت موضوع ودربرداشتن نکات جالب تاریخی "دراین صفحه درج می شود.

۲-هرچند مطلب نسبتا طولانی  وتاحدی سنگین است لکن اهمیت مسئله جزایر سه گانه ایرانی (تنب کوچک -تنب بزرگ وابوموسی)  می تواند انگیزه خوبی برای دانشجویان ودانش پژوهان وعلاقمندان مسایل تاریخی باشد تا پاره ای از وقت خودرا برای مطالعه این متن مستند ارزشمند اختصاص دهند. 

۳- به دلیل طولانی بودن متن :چند روز پیش بخشی ازاین نوشتارتحت عنوان قسمت اول درج شد.اینک بخش دوم وپایانی آن را می خوانید.

قسمت پایانی:

...در حالي‌كه در آن ايام «امارات عربي‌متحده» پديده‌ سياسي ناشناخته‌اي بود. مذاكرات دو جانبه به نتيجه‌اي نمي‌رسد و مساله جزاير، در آستانه خروج انگليسي از منطقه عمري 80ساله پيدا مي‌نمايد. ايران حالا با تغييرات قريب‌الوقوع در منطقه فرصتي مي‌ديد كه از طريق مذاكره با بريتانيا بر سر مساله جزاير حقوق از دست رفته را باز يابد. زمينه مذاكرات در سال 1970 (ارديبهشت 1349) فراهم مي‌آيد.
افشار، قائم‌مقام وزارت امورخارجه -وقت-به‌عنوان نماينده اصلي ايران در مذاكرات با انگليس‌ها تعيين مي‌گردد و .....

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 تیر1391ساعت 12:3  توسط علی خدایگان  | 

حکایت سه جزیره همیشه ایرانی

 

توضیحات وبلاگ سیمای کوهدشت :

۱-مطلب پیش رو نوشته ای است ازروزنامه شرق که  نظر به اهمیت موضوع ودربرداشتن نکات جالب تاریخی "دراین صفحه درج می شود.

۲-هرچند مطلب نسبتا طولانی  وتاحدی سنگین است لکن اهمیت مسئله جزایر سه گانه ایرانی (تنب کوچک -تنب بزرگ وابوموسی)  می تواند انگیزه خوبی برای دانشجویان ودانش پژوهان وعلاقمندان مسایل تاریخی باشد تا پاره ای از وقت خودرا برای مطالعه این متن مستند ارزشمند اختصاص دهند. 

۳- به دلیل طولانی بودن متن :این نوشتار طی دوقسمت با فاصله زمانی نزدیک درج خواهد شد.امیدوارم مورد رضایت وپسند خوانندگان ارجمند قرارگیرد.

قسمت اول:

‌مساله جزاير را بايد از ديد كلي روابط خارجي ايران و تحولات سياسي دهه‌هاي 1330 و 1340 بررسي كرد و نه به عنوان مساله‌اي مجرد و بي‌ارتباط به اين تحولات.- در نيمه دوم دهه 1330 شاهد تدريجي گسترش روابط سياسي ايران در سراسر جهان هستيم. در ژانويه 1968 حكومت كارگري انگليس اعلام مي‌كند، قصد دارد نيروي خود را از شرق سوئز و از خليج‌فارس تا پايان سال 1971 خارج كند. تصميمي بود مهم و با تبعاتي گسترده. اگر تاريخ ورود انگليس به صحنه خليج‌فارس . . .

   بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 تیر1391ساعت 14:13  توسط علی خدایگان  | 

ما وتبلیغ تفکرمهدویت

 

بسم‌الله الرحمن الرحيم
گذشت زمان اين واقعيت را به اثبات مي‌رساند كه جامعه جهاني به يك حكومت عادل و مصون از لغزش‌ها و تبعيض‌ها نياز دارد. اين، همان تفكر حكومت واحد جهاني موعود است كه در متون ديني وعده داده شده است..

لطفابقیه را در ادامه مطالب ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 تیر1391ساعت 12:58  توسط علی خدایگان  | 

درباره یارانه ها بدانیم

 

راهکاردریافت یارانه برای خانوارهای جدید و...

 

 

كساني كه تاكنون براي دريافت يارانه نقدي ثبت نام نكرده اند بايد با ارائه اصل كارت ملي كليه اعضاي خانوار به دفاتر پليس +10 مراجعه كنند.
در همين راستا اگر فردي در سامانه جمع آوري اطلاعات خانوارها ثبت نام كرده و به رغم معرفي شماره حساب بانك به سامانه رفاهي، يارانه دريافت نكرده است و يا مشكل شماره حساب در بانك هاي عامل حل نشده يا يارانه واريز شده با تعداد اعضاي خانوار هماهنگي ندارد براي رفع مشكل بايد به شعب بانك عامل يا فرمانداري شهرستان محل اقامت خود مراجعه كنند. در شهرستان تهران كليه سازمان هاي مرتبط با اين موضوع در دبيرستان البرز واقع در خيابان انقلاب، چهار راه كالج؛ مستقر هستند و مردم مي توانند به آنجا مراجعه كنند.
اما خانوارهايي كه با واقعه تولد يا فوت روبرو شده اند مي توانند يك ماه پس از واقعه مذكور با ارسال شماره ملي عضو متولد شده يا متوفي به سامانه 000/300 از ثبت اتوماتيك واقعه اطلاعات كسب كنند. اما در صورتي كه اطلاعات عضو متولد شده يا فوت شده به صورت اتوماتيك ثبت نشده باشد سرپرست خانوار بايد براي اضافه كردن اطلاعات متولد و متوفي به دفاتر پليس +10 مراجعه كند.


براساس اين گزارش: در صورتي كه در خانواده اي طلاق رخ داده است و طرفين در صورت جداسازي دريافت يارانه توافق دارند بايد به مراكز پليس +10 مراجعه كنند اما در صورت عدم تفاهم نسبت به جداسازي اعضاي خانواده بايد به فرمانداري شهرستان محل اقامت خود مراجعه كنند. در مورد ازدواج نيز افراد بايد با مراجعه به دفاتر پليس +10 ابتدا اعضاي موردنظر خود را از خانواده قبلي حذف كرده و نسبت به ايجاد خانوار جديد اقدام كنند.
به گزارش ايسنا، در برخي موارد، سازمان ثبت احوال بعضي از افراد زنده را فوت شده (!!)اعلام مي كند. بنابراين افرادي كه با چنين مشكلي روبرو هستند بايد به سازمان ثبت احوال كشور مراجعه كنند.
در صورتي كه ثبت نام براي دريافت يارانه نقدي صورت گرفته باشد و سرپرست به هر دليلي غايب بوده يا فاقد صلاحيت سرپرستي است و براي نحوه دريافت يارانه در خانوار اختلاف وجود دارد افراد بايد به فرمانداري شهرستان مراجعه كنند.
همچنين در صورتي كه به هر دليل خانوار به دو يا چند خانوار جديد تجزيه شده يا افراد مايل به تجميع خانوار يا تغيير در تعداد افراد خانواده خود هستند بايد به دفاتر پليس +10 مراجعه كنند.
براساس اين گزارش، افرادي كه نسبت به دريافت يارانه نقدي با مشكل روبرو هستند مي توانند ضمن تماس با شماره تلفن 8587 اطلاعات لازم براي رفع مشكل مذكور را کسب کنند.

.

 

كيهان :پنجشنبه 25/3/91

+ نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1391ساعت 8:38  توسط علی خدایگان  | 

افتخاری دیگر توسط یکی ازفرزندان کوهدشت

مرتضا خدایگان شاعر برگزیده ی

 دومین کنگره ی ملی شعرخلیج فارس شد.

 

 

 

 

این شاعر موفق کوهدشتی به عنوان شاعر برگزیده ی بخش " سپید آزاد " این کنگره معرفی و جایزه ی خود را از دستان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت نمود .

به گزارش روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کوهدشت ، آیین اختتامیه ی دومین کنگره ی ملی شعر خلیج فارس ، بر بستر آبهای نیلگون این خلیج  و با حضور دکتر حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد و این در حالی بود که مرتضا خدایگان یکبار دیگر شایستگی های هنری خود را به اثبات رساند و در جمع 19 شاعر برگزیده ی این رویداد بزرگ ادبی قرار گرفت .

به گزارش دبیرخانه ی این کنگره  ،  2299  اثر شعری از 740 شاعر سراسر کشور در چهار بخش کلاسیک ویژه ، کلاسیک آزاد ، سپید ویژه و سپید آزاد  به این دبیرخانه ارسال گردید که پس از داوری آثار،  19 شاعر به بخش پایانی کنگره راه یافتند .

در بخش سپید آزاد این کنگره ، پس از خدایگان ، امید خسروی از شهرستان خمین استان مرکزی به عنوان نفر دوم معرفی شد .

شایان ذکر است که این هنرمند کوهدشتی چندی پیش نیز به عنوان شاعر برگزیده ی بخش کلاسیک چهارمین جشنواره ی ملی شعر زاگرس معرفی شده بود .

 

 

 

 

 

مرتضا

 

+ نوشته شده در  شنبه 23 اردیبهشت1391ساعت 10:9  توسط علی خدایگان  | 

اسلام و نوروز

برخورد دین اسلام با آداب وسنن و رسوم  رایج آن زمان،سه روش بوده است.

۱-یک دسته ازآن هارا تایید کرده است.

۲- دسته ای را نفی کرده است.

۳-دسته ای دیگر را تعدیل وسپس مهرقبول زده است.

 

برای هرکدام از عناوین فوق نمونه ای را در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 فروردین1391ساعت 4:5  توسط علی خدایگان  |